اشتراک و انفکاک منافع در جنبشهای اجتماعی

در جنبش های اجتماعی بسیاری از اعتراض ها با هم هیچ ارتباطی ندارند، زیرا به خاطر منافع اقشار و اصناف مختلفی شکل می گیرند، که منافعشان باهم فرق دارد ولی تدریجا به هم ارتباط پیدا می کنند کشاورزان و دامداران و صنعت گران و بازاریان هر کدام منافع خاص خود را دارند و وقتی به حکومت و دولت اعتراض می کنند که منافع خاص خود را نادیده و پایمال ببینند ولی وقتی همه حقوق و منافع خود را در تهدید ببینند، در همۀ آنها احساس وابستگی اجتماعی به وجود می آید و با هم در جنبش اجتماعی نقش پیدا می کنند.  


ادامه نوشته

بحثی در بارۀ معجزۀ عکس     

یکی از کاربران پیامی در وبلاگم گذاشته مبنی بر اینکه « یک عکس به جای هزار نوشته کاربرد دارد» و قبل از آن هم دانشجویی به من گفته بود که در وبلاگ از عکس استفاده کنم زیرا عکس و تصویر در وبلاگ معجزه می کند! من هم تاثیر عکس در رسانه ها را قبول دارم و چیزهایی هم در مورد هنر عکاسی خوانده ام و یک دوربین عکاسی دیجیتال معمولی هم خریده ام، ولی هنوز تنظیمات وبلاگ و عکس گذاشتن در آن را بلد نیستم و سطرهای نوشته هایم هم به همین دلیل، گاهی نامنظم است (این وبلاگ را هم دوست عزیزم جناب آقای محمود فرزانۀ آملی برایم درست کرده است، سایت شخصی ایشان در پیوندها قابل دسترسی است.)

عکاسی امروزه به عنوان یک هنر مطرح است با عکس خیلی کارها می توان کرد، برای تحقیق در جرمها و بررسی علمی حوادث و معرفی و تبلیغ و موارد زیاد دیگری از جمله معرفی و تبلیغ اشخاص، عکس بهترین کاربرد را دارد، حتی برای معرفی فیلم های سینمایی از عکس استفاده می کنند، بسیاری از مردم حوصلۀ نشستن و دیدن یک فیلم را ندارند و عکس با زمان کم چیزهای زیادی می تواند به ما بفهماند، عکس به عنوان یک ابزار قدرتمند تبلیغی مطرح است. 

ادامه نوشته

بحثی در مورد اینکه آیا جنبش سبز شکست خورده است؟                                                     

بحثهایی مطرح می شود مبنی بر اینکه جنبش سبز شکست خورده است، جنبش سبز قدرتش حضور در خیابانها بود و حالا دیگر این توانایی امکان را ندارد که در خیابانها حضور پیدا کند، محدودیتها در اینترنت بیشتر شده است و شبکه ای رسانه سبز ایران رسا روزی یک ساعت برنامه دارد که کمترین دسترسی به آن وجود دارد شبکه های ماهواره ای هم با پارازیت قطع شده اند؟ سایتهایی که اخباز سبزها را منتشر می کند فیلتر شده اند، جنبش سبز قدرت مانور ندارد، ولی مردمی که گمان می رود کنترل شده اند کجا رفته اند؟، دانشگاه ها کنترل می شود، اساتید بازنشست شده و یا با محدودیت هایی امکان تدریس از آنان سلب می شود، سبزها امکان مانور و اظهار نظر در اماکن عمومی ندارند، به چه چیزی اعتراض داشته اند؟ آیا از نظرات خود برگشته اند؟ از مطالبات آنها کم شده است یا بیشتر، از آنچه که به آن اعتراض داشته اند برگشته اند؟ یا بیشتر و مصمم تر شده اند و به دنبال فرصتی می گردند که مخالفت خود را ابراز کنند؟ آیا از تعداد معترضین کم شده یا به تعدادشان افزوده شده است؟ آیا زمان به ضررشان بوده است؟  

جنبش سبز باید چه کار کند؟ آیا باید حالت انقلابی به خود بگیرد؟ در آن صورت چه اتفاقاتی ممکن است روی دهد؟ آیا نتیجۀ آن قابل پیش بینی است؟ آیا باز هم می تواند شعار اصلاح طلبی بدهد؟ آیا در آن صورت اصلاحات ممکن می شود؟ در مقابل آن چه هزینه ای باید بپردازد؟ آیا هزینه آن ارزش نتیجه اش را خواهد داشت؟ آیا تابحال در قبال هزینه ای که جنبش سبز پرداخته است نتیجه ای عایدش شده است؟ کم نیستند صاحب نظران و اساتید دانشگاه اصلاح طلبی که نتایج بدست آمده را بیش از هزینۀ پرداخت شده برای آن می دانند و معتقدند با حرکت قانونی و نرم و دموکراتیک نه تنها از روش اصلاح طلبانه پایبند خواهیم ماند بلکه این جنبش به تدریج عمیقتر و پخته تر خواهد شد و توسعۀ بیشتری پیدا خواهد کرد.

ادامه نوشته

مظلومیت و شجاعت دلیل بر حقانیت و درستی دیدگاهها و مواضع و عملکردها نیست  

امروزه با توجه به افشاگری هایی که در بعضی از سایتهای اینترنتی مطرح شده است، قسمتی از برخوردهایی که با گروه هایی مثل سازمان مجاهدین خلق و سازمان فدائیان خلق و احیانا گروههای امثال آنها صورت گرفت، موجب شد سخنگویان بعضی از تشکل های اصلاح طلب در سالهای اخیر آن برخوردها را محکوم کردند و از اینکه در همان زمان، و در زمانی که مرحوم آیت الله منتظری به این برخوردها اعتراض می کرد و هزینۀ این اعتراض خود را هم پرداخت کرد، این برخوردها را محکوم نکردند، اظهار پشیمانی و ندامت کردند، این برخوردهای اشتباه که در زمان اوایل انقلاب اسلامی صورت گرفته است البته نادرست و محکوم است، اما بحث این است که آیا مظلومیت آنان در مواردی، دلیل بر این است که اعمال و افکار و اندیشه های آن گروه ها و تشکلها درست بوده است؟ و خود آنها خطایی در اعمال و مواضع خود مرتکب نشده اند؟ آیا این تشکلها دموکرات بودند؟        

باید بدانیم در جریان انقلاب بهمن پنجاه و هفت ایران، این گروه ها به دنبال جمع اسلحه بودند و وقتی پادگانها تسخیر می شدند، این گروه ها اسلحه ها را از پادگانها خارج و به مقرهای سازمانی و مسکونی خود می بردند، متشکل ترین این گروهها سازمان مجاهدین خلق بود این سازمان در تابستان سال 1360 وقتی از جانب دولت اعلام شد، اسلحۀ خود را تحویل دولت دهند، و در زمانی که ایران در حال جنگ با عراق بود، اعلام جنگ مسلحانه کرد و شخصیت هایی را که عالمان بزرگی بودند و نباید کشته می شدند را ترور کردند و در تدام فعالیت خود، حتی مردم کوچه و بازار را به صرف اینکه گمان می کردند با دولت همکاری می کنند می کشتند. بسیاری از تند روی ها و خشونت ها معلول و نتیجه اعمال همین گروهها است.

ادامه نوشته

جواب اشکال به اسلام فقهی و فقاهتی یا احیانا عبادات

امروزه با کسانی برخورد می کنیم که با اسلام فقاهتی و یا فقه مشکل داریم یا مخالفیم. در جواب لازم است بگویم:  اولا، من آنچه در این وبلاگ مطرح کرده ام هیچ کدام از مطالبم بحث فقهی یا فقاهتی نبوده است، البته ممکن است از کتاب های اصول فقه یا فقه مطالبی را نقل کرده و آن را تحلیل کرده باشم، ولی با این صورت تحلیل من فقهی نبوده است، بلکه سعی کرده ام، برداشت جدید یا تحلیل جدیدی از آن مطرح کرده و ارائه دهم.   

ثالثا، فقه و مسائل فقهی جاذبه کمی دارد و یا در زمان ما جاذبه ندارد و با نقص همراه است، ولی این دلیل نمی شود سخنان پیامبر اسلام ص و معصومین ع را نپذیریم و رد کنیم، اگر داستان گروه مسلمانان و بلکه تمام مسلمانان جدا از کلام معصومین ع فرض شود و مورد مطالعه و تحلیل علمی قرار گیرد، برای همه حتی غیر مسلمانان بسیار جذاب خواهد بود. این کار صرفا از روحانیون ساخته نیست دانشگاهها و دانشجویان مسلمان هم وظیفه دارند دین را خوب بشناسند و به سخنان باطل و خرافه که به اسلام نسبت داده می شود جواب علمی و مناسب بدهند.  

ادامه نوشته

احکام توصلی و تعبدی و استفاده ای که از آنها می توان کرد

در کتاب های اصول فقه بحثی است در مورد تقسیم واجبات (و بلکه بعلاوۀ مستحبات و مکروهات) بر تعبدی و توصلی که به نظرم با طرح به روز آن، می توان نتایجی از آن برداشت کرد که مبنا برای بسیاری از تحلیل های روشنگرانه قرار گیرد.

تعبدی با عبادی و عبادت هم خانواده است و عمل تعبدی به اعمالی گفته می شود که فقط برای اطاعت خدا انجام می شود و لازم است به قصد و نیت نزدیکی و قربت به خدا یا قصد اطاعت خدا در آن وجود داشته باشد و هر شخص مؤمنی وظیفه دارد که آن عمل را انجام دهد و اگر کسی آن را انجام داد تکلیف از دیگران ساقط نمی شود و توصّلی با صله هم خانواده است و عمل توصلی به اعمالی گفته می شود قصد و نیت نزدیکی یا اطاعت خدا در آن شرط نیست و به هر نیتی انجام شود درست است و اگر به مقدار نیاز و درست و کامل انجام شد تکلیف از دیگران ساقط می شود. در مواردی بحث توصلی و تعبدی شبیه بحث واجب کفایی و واجب عینی است این اشتراک معنی اشکالی را موجب نمی شود.

ادامه نوشته

نقل خاطراتی از انتخابات سالهای 76 و 88 برای مقایسه

انتخابات ریاست جمهوری سال 76 من هم در ستاد انتخاباتی روحانیون آقای خاتمی در قم دیگر دوستان را همراهی می کردم و همچنین در انتخبات سال 88 هم در ستاد روحانیون آقای موسوی در قم فعالیت می کردم مبلغین روحانی که از قم به شهرها و نقاط مختلف سراسر کشور اعزام می شوند در صورت تمایل برای فعالیت انتخاباتی با ستاد روحانیون هماهنگ می کردند و خود را به ستاد مقصد معرفی می کردند.

 می خواهم از خاطراتی که از این دو انتخابات دارم مقایسه ای داشته باشم شاید خالی از فایده نباشد، فعالیت انتخاباتی در قم به ویژه برای اصلاح طلبها مشکل است بافت سنتی و رسوخ فرهنگ روستایی در آن و اینکه مردم بیشتر با توصیۀ معتمدین خود، به نامزدها رای می دهند و معتمدین مردم هم اکثرا سنتی و اصول گرا هستند علاوه بر آن اصلاح طلب های مرکز و احزاب اصلاح طلب هم کمتر به رای مردم قم امید دارند، و به همین دلیل توجه کمتری به کسب رای در قم مبذول می دارند انتخابات قم برای اصلاح طلبان پرهزینه و کم نتیجه است. 

ادامه نوشته

بحثی در مورد تاثیر مثبت دولت فعلی بر روند اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی

اینکه آیا دولت حامی اصلاح طلبها است یا نه؟ جواب معلوم است. ولی تاثیر بر روند پیشرفت یا پسرفت یک جریان، ربطی به همفکر بودن و هم مسیر بودن با آن جریان ندارد. اصلاح طلبها می خواهند بتوانند از هر چیزی انتقاد کنند و به اصطلاح خط قرمزها محدود شود یا از بین برود، می خواهند مردم علت مشکلات و عقب ماندگی ها را بفهمن،د اگر روزنامه یا رسانه می خواهند برای آگاهی بخشی به مردم است و البته می خواهند افکار و اندیشه های خود را هم به گوش مردم برسانند اصلاح طلبها از افشاگری چندان خوششان نمی آید ولی اگر چاره ای غیر از آن نیافتند افشاگری هم می کنند، اصلاح طلبها می خواستند مردم از اخبار آنچه در کشور می گذرد آگاه و مطلع شوند. اصلاح طلبها می خواستند علم و دانش، در ایران توسعه و پیشرفت کند و مردم بفهمند عالم و درس خوانده و غیر عالم یا مخالف علم و عالم، چه کسی است، اصلاح طلبها می خواستند مردم به دموکراسی گرایش داشته باشند و منافع دموکراسی و مضارِ نبودنِ دموکراسی و آزادی را بفهمند اصلاح طلبها می خواستند مردم مشکلات مملکت را متوجه شوند و در صورت لزوم به صورت مدنی اعتراض و نارضایتی خود را از آن اعلام کنند.   

اما حالا چه شده است؟ مردم به بسیاری از مشکلات و منبع آنها آگاهی پیدا کرده اند، احترام ها به صورت فوق تصور اصلاح طلبها فرو ریخته است، در نتیجه خط قرمزها بسیار محدود شده است، مردم کسانی را که اشکال به آنها را اشکال به اعتقاد دینی خود می دانستند، خود به آنها به صورت کوچه بازاری انتقاد و اشکال می کنند، حتی انتقاد به سی سال گذشتۀ حکومت در ایران، به راحتی دهان به دهان می گردد و اشکالات آن را به کسانی که بسیار محترم و گرامی شان می داشتند متوجه می کنند، مردم امروز برخوردهای تند با فرزندان خود در دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی را لمس می کنند، رسیدن به دموکراسی به صورت آرزو برای بسیاری از مردم مؤمن تبدیل شده است و سمت و سوی مردم از حوزه های علوم دینی به سمت دانشگاهها چرخیده است، امروز مردم از اعتراض واهمه و ترسی ندارند و اعتراض ها عمومی شده است. امروز مطالبات مردم افزایش یافته و روز به روز بیشتر می شود به گونه ای که بدست آوردن رضایت و موافقت آنان بسیار مشکل شده است این اثرات مثبت همه از تاثیرات دولت فعلی است که توجه چندانی به آن نمی شود.  

ادامه نوشته